ادراک(perception) چیست؟

درک به معنای تفسیر ما از رویدادهای بیرونی است.منظور از رویدادهای بیرونی، تمام اتفاقاتی است که در بیرون از ذهن ما رخ می دهد و ما آن را از طریق حواس ۵ گانه آن را دریافت می کنیم. مثلا:

حس بینایی: تصویری را مشاهده می کنیم

حس چشایی: غذایی را میل می کنیم

حس بویایی: بوی عطری را استشمام می کنیم

حس شنوایی: صدای موسیقی را می شنویم

حس لامسه: چیزی را لمس می کنیم

اما تفسیر ما یا ادراک کردم چگونه اتفاق می افتد که هرکسی تفسیر یا ادراک خاصی را از یک موضوع مشخص دارد؟ مثلاً:عکس فردی را به چند نفر نشان دهید و در مورد زیبایی او نظر بخواهید.هر کسی نظر خاصی را بیان میکند.سیستم ادراکی ما از دو فیلتر تشکیل شده است:فیلتر دانش وفیلتر ارزش گذاری.زمانی که رویدادی یا اطلاعاتی از طریق حواس ۵ گانه وارد ذهن ما می شود از فیلتر اول که فیلتر دانش بود، عبور می کند و آن رویداد یا اطلاعات شناسایی می شود.کنار دوستمان نشستهایم و تصویری را به ما نشان می دهد.فوراً آن تصویر از طریق حس بینایی ما وارد فیلتر ذهنی می شود و شناسایی می شود که این یک تصویر است.بعد از آن وارد فیلتر ارزش گذاری می شود که این فیلتر باعث می شود ما دنیای پیرامون خودمان را درک کنیم و الان خیلی از زمان ها پیش می آید که ما تصاویر متعددی را از طریق فیلتر دانش می بینیم ولی اصلاً به آنها توجهی نداریم، امافیلتر ارزشگذاری جایی است که باعث ادراک یا تفسیرهای مختلف می شود. این فیلتر ارزش گذاری هر چیزی را بر مبنای دنیای مطلوب ما می سنجد.زمانی که رویداد یا اطلاعاتی از فیلتر دانش و ارزش گذاری عبور کرد، تفسیر آن رویداد اتفاق می افتد. اینجا زمانی است که هرکسی از یک موضوع مشخص ادراک خاصی دارد.

شخصیت(personality) چیست؟

شخصیت (به انگلیسی: Personality) را می‌توان آن الگوهای معین و مشخصی از تفکر، هیجان و رفتار تعریف کرد که سبک شخصی فرد را در تعامل با محیط اجتماعی و مادی‌اش رقم می‌زنند.شخصیت چیزی است که موجب متمایز شدن فرد شده و خیلی زود بعد از تولد او آشکار می‌شود. شخصیت یک کودک مولفه‌های مختلفی دارد: خلق و خو، محیط زیست و صفات. خلق و خو به مجموعه خصوصیات ژنتیکی فرد اطلاق می‌شود که رویکرد فرد نسبت به دنیا را شکل می‌دهند. هیچ ژنی خصوصیات شخصیتی را مشخص نمی‌کند اما بعضی ژن‌ها رشد و پیشرفت سیستم عصبی فرد را کنترل می‌کند که درمقابل رفتار فرد را کنترل می‌کند.شخصیت ساختهٔ وراثت و محیط است. انسان با ویژگی‌های ژنتیکی خاصی به دنیا می‌آید، و از آن پس سر و کار او با محیط اطراف خود خواهد بود. محیط نقش مهمی در شکل‌دهی شخصیت دارد.دکتر اریکسون، روانپزشک، در سال ۱۹۵۶ با تحقیقاتی که بر روی روانشناختی کودکان و نوجوانان از طبقات اجتماعی پایین، متوسط و بالا انجام داد، توانست توصیف دقیقی از نحوه شکل‌گیری شخصیت ارائه دهد. طبق یافته‌های اریکسون، فرایند جامعه‌پذیری فرد شامل هشت مرحله می‌شود که هرکدام با یک «بحرام روانی-اجتماعی» همراه است که باید حل شود تا فرد بتواند به درستی مراحل بعد را کنترل کند. این مراحل تاثیر بسزایی بر رشد شخصیت فرد داشته و پنج مورد از آنها طی نوزادی، کودکی و نوجوانی اتفاق می‌افتند.

یادگیری(learning) چیست؟

یادگیری (learning)، تغییر نسبتا پایدار در توان رفتاری (رفتار بالقوه behavioral potentiality ) که در نتیجه تمرین تقویت شده رخ می دهد. این تعریف را با دقت بیشتری بررسی می کنیم، نخست اینکه یادگیری همواره باید قابل انتقال به رفتار مشاهده پذیر باشد. یادگیرنده (learner) قادر به انجام کاری خواهد بود که پیش از یادگیری نمی توانست آن را انجام دهد. دوم اینکه این تغییر رفتاری نسبتا پایدار است؛ یعنی نه موقتی و نه ثابت است. سوم، تغییر در رفتار الزاما نباید بالافاصله بعد از تجربه یادگیری رخ دهد. چهارم، تغییر در رفتار از تجربه یا تمرین ناشی می شود و پنجم، اینکه تجربه یا تمرین باید تقویت شود.به عبارتی دیگر یادگیری، کارکردی است که با آن، دانش، رفتارها، توانمندی‌ها یا انتخاب‌های نو یا موجود به ترتیب، درک یا تقویت و اصلاح می‌شوند، که شاید به یک تغییر بالقوه در ترکیب دادهها، عمق دانش، رویکرد یا رفتار نسبت به نوع و گسترهٔ تجارب منجر شود.روان‌شناسی چون هانس، معتقد بودند آن‌چه که به نظر می‌رسد، تابع برنامه زیستی فطری است، می‌تواند تحت تأثیر رویدادهای محیطی قرار گیرد. مک‌گرا، دنیس، گزل و تامپسون معتقد بودند که یادگیری و تجربه در تفاوت‌های رشدی نقشی ندارند؛ با این حال پژوهش‌های اخیر نشان می‌دهند که تمرین یا تحریک بیش‌تر می‌تواند تا اندازه‌ای رفتارهای حرکتی را تسریع کند.

نگرش (attitude) چیست؟

نگرش عبارت است از ترکیبی از باورها و هیجان هایی که شخص را پیشاپیش آماده میکند تا به دیگران ، اشیا و گروه های مختلف به شیوه ی مثبت یا منفی نگاه کند . نگرش ها ارزیابی از اشیا را خلاصه میکنند و در نتیجه پیش بینی یا هدایت اعمال یا رفتارهای آینده را بر عهده میگیرند. نگرش را می توان بر حسب نظریه های یادگیری و رویکرد شناختی تعریف کرد.در هر یک از این نظریه ها مفهوم نگرش به گونه ای متفاوت تعریف می شود و هر یک از جنبه های متفاوت نگرش را مورد تأکید قرار می دهد. گوردون آلپورت (۱۹۳۵) نگرش را چنین تعریف کرده است :" نگرش یک حالت آمادگی ذهنی و عصبی است که از طریق تجربه سازمان می یابد و بر واکنش فرد نسبت به تمامی موضوع ها و موقعیت های وابسته به نگرش تأثیر مستقیم و پویا بر جای می گذارد". در این تعریف که عمدتاً بر نظریه یادگیری استوار است تأثیر تجارب گذشته بر سازمان دادن به نگرش ها و همچنین نشان دادن واکنش به یک موقعیت ( آنگونه که در رویکرد رفتارگرایی مطرح است) مورد توجه قرار گرفته است .به عبارتی دیگر هر نوع بیان نظر در مورد یک شیء یا یک فرد یا یک رویداد که در آن قضاوت و ارزیابی نهفته باشد (مستقل از مثبت یا منفی بودن آن) نگرش نامیده می‌شود.مطالعه ی نگرش ، از موضوعات دانش روان شناسی اجتماعی است و بخشی مهمی از این علم را به خود اختصاص داده است . به نحوی که برخی از صاحب نظران همچون آلپورت نگرش را همچون هسته اصلی علم روان شناسی اجتماعی تعریف کرده اند .

رفتار سازمانی چیست؟

رفتار سازمانی، بررسی رفتار انسان ها در محیط سازمانی و بررسی رفتار سازمان ها در محیط اقتصادی و اجتماعی است.کسی که رفتار سازمانی و آموزش آن را پایه گذاری کرد، چستربارنارد است.رفتار سازمانی بیش از آن که یک دانش بین رشته ای باشد،یک دانش چند رشته ای است و بخش غالب مطالب آن، از قرار گرفتن دانسته های رشته های دیگر گرد آمده است و با علومی مثل روانشناسی و فیزیک و شیمی و مانند این ها، کمی تفاوت دارد به دلیل این که بسیاری از داشته های خود را از علوم دیگر وام گرفته است.به عبارت دیگر رفتار سازمانی؛ علم مطالعه و کاربرد دانش درباره ی نحوه برخورد مردم، افراد و گروه ها در سازمان می باشد و این کار با رویکرد سیستمی انجام می شود یعنی روابط بین مردم و سازمان ها را در ارتباط با کل افراد، گروه ها و سیستم های اجتماعی تشریح می نماید و هدف آن دستیابی به اهداف انسانی سازمانی و اجتماعی می باشد که با ایجاد روابط بهتر می شود.کارکرد های رفتار سازمانی در سه بعد مورد بررسی قرار میگیرد:1.بعد فردی2.بعد گروهی3.بعد سازمانی.