درک به معنای تفسیر ما از رویدادهای بیرونی است.منظور از رویدادهای بیرونی، تمام اتفاقاتی است که در بیرون از ذهن ما رخ می دهد و ما آن را از طریق حواس ۵ گانه آن را دریافت می کنیم. مثلا:

حس بینایی: تصویری را مشاهده می کنیم

حس چشایی: غذایی را میل می کنیم

حس بویایی: بوی عطری را استشمام می کنیم

حس شنوایی: صدای موسیقی را می شنویم

حس لامسه: چیزی را لمس می کنیم

اما تفسیر ما یا ادراک کردم چگونه اتفاق می افتد که هرکسی تفسیر یا ادراک خاصی را از یک موضوع مشخص دارد؟ مثلاً:عکس فردی را به چند نفر نشان دهید و در مورد زیبایی او نظر بخواهید.هر کسی نظر خاصی را بیان میکند.سیستم ادراکی ما از دو فیلتر تشکیل شده است:فیلتر دانش وفیلتر ارزش گذاری.زمانی که رویدادی یا اطلاعاتی از طریق حواس ۵ گانه وارد ذهن ما می شود از فیلتر اول که فیلتر دانش بود، عبور می کند و آن رویداد یا اطلاعات شناسایی می شود.کنار دوستمان نشستهایم و تصویری را به ما نشان می دهد.فوراً آن تصویر از طریق حس بینایی ما وارد فیلتر ذهنی می شود و شناسایی می شود که این یک تصویر است.بعد از آن وارد فیلتر ارزش گذاری می شود که این فیلتر باعث می شود ما دنیای پیرامون خودمان را درک کنیم و الان خیلی از زمان ها پیش می آید که ما تصاویر متعددی را از طریق فیلتر دانش می بینیم ولی اصلاً به آنها توجهی نداریم، امافیلتر ارزشگذاری جایی است که باعث ادراک یا تفسیرهای مختلف می شود. این فیلتر ارزش گذاری هر چیزی را بر مبنای دنیای مطلوب ما می سنجد.زمانی که رویداد یا اطلاعاتی از فیلتر دانش و ارزش گذاری عبور کرد، تفسیر آن رویداد اتفاق می افتد. اینجا زمانی است که هرکسی از یک موضوع مشخص ادراک خاصی دارد.